logocollapsed logo iconcollapsed logo icon (dark mode)
  • خانه
  • تجربیات زیسته
  • زی‌مان
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • درباره ما

پلتفرم‌های پادکست

کست-باکسپادبینیوتیوبآپارات

رسانه‌های اجتماعی

تلگراملینکدیناینستاگرامتوئیتر
  1. خانه
  2. تجربیات زیسته
  3. Painkiller
انگلیسی

تجربیات زیسته

تأملی بر معنا، تاب‌آوری و زیستن آگاهانه.

  1. خانه
  2. تجربیات زیسته
  3. مسکن (با کسره کاف)
مسکن (با کسره کاف)
NSدکتر نریمان صدری
۰۵ شهریور ۱۴۰۰
زمان مطالعه 2 دقیقه
اسلایدر خانه|تجربیات زیسته
اشتراک‌گذاری:
واتساپتلگراملینکدینxاینستاگرام
چند روزی هست پا درد دارم. پشت ساق پا و مچ پای راست درد شدیدی دارد که با راه رفتن تشدید می شود حدس میزنم حرکات کششی که در یوگا انجام دادم زیاده روی کردم. وقتی یک قسمت از بدنتون درد می گیره هر کار دیگری هم که انجام بدهی باز قسمتی از مغز درگیر این درد است و کیفیت زندگی کردن پایین می آید. برای از بین بردن درد و بهبود کیفیت زندگی از مسکنهای مختلف استفاده کردم روغن گیاهی سیاه دانه تا ناپروکسن و دیکلوفناک در زمانهایی که تحت تاثیر مسکن هستم درد کاهش یافته و کیفیت زندگی برمی گردد. در کابینت آشپزخانه یک قلک کوچک دارم که زمانهایی پول های خرد را در آن جمع میکنم و سالی یکبار قلک را به یک خیریه می دهم و قلک جدیدی می گیرم. هر بار که در این قلک پولی می اندازم یک دردی در دلم ایجاد شده است و قلبم فشرده شده مثلا کودک کار خیابانی را دیده ام که فکرم را مشغول کرده و یا خطری از بیخ گوشم رد شده و یا استرسی دارم و بر اساس رسم و سنت کودکی فکر میکنم با دادن خیرات حالم بهتر می شود (این هم از آن تجربه های زیسته عجیب نسل من است)! مسکنی برای دردهایی که کماکان وجود دارند ولی میخواهم به کیفیت زندگی برگردم و تنها چیزی که من را در آن زمان آرام می کند این است که فکر کنم با انرژی مثبت حاصل از آن کار خیر انرژی های منفی از زندگی من رفته است. آن مسکن را خوردم و آن پماد را به پا مالیدم ولی باید فکری جدی تر بکنم شاید درمان عمیق تری می خواهد! سالهاست در هر اداره ای و سر هر چهارراهی یک قلک ایستاده می بینیم که در دسترس است تا زمانی که دردهای اجتماعی قلب ما را فشرد پولی خیرات کنیم و مسکنی بخوریم شاید که آن درد ها را دیگر حس نکنیم. هفته گذشته در ترافیک برگشت به خانه مردی را دیدم که دست دخترکوچکی را دردست داشت و با سیمی تلاش میکرد اسکناسی از داخل آن قلک درآورد. دلم میخواست پیاده شوم و کمکش کنم ولی شجاعتش را نداشتم. تصمیم گرفتم امروز بنویسم جهت یادآوری خودم و دیگران..... رفقا یک سال و نیم است درگیر کرونا هستیم و به داخل خانه های خود پناه برده ایم. خیلی از ما سوگوار عزیزانی هستیم. رفقا قبل از همه گیری کرونا صدهاهزار نفر در این شهر در فقر زندگی میکردند. کرونا باعث شد صدها هزارنفر دیگر به این جمعیت اضافه شوند و مسکنهای ما برای ندیدن این درد بیشتر شد چون در خانه هستیم معاشرت کمتر میکنیم و به محلات ضعیف شهر کمتر رفت و آمد میکنیم. نصیحتی برای شما ندارم که خودم گم کرده راهم. فقط خواستم بنویسم تهران حالش بد است مسکن جوابگو نیست. همین گرافیک با مجوز مولف استفاده شده است

محبوب‌ترین مقالات

→بازگشت به همه مقالات تجربیات زیسته
فاطمه
تجربیات زیسته

فاطمه

۱۸ فروردین ۱۴۰۴

رادیو
تجربیات زیسته

رادیو

۱۷ تیر ۱۴۰۱

خشم
تجربیات زیسته

خشم

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱

جنگ
تجربیات زیسته

جنگ

۰۴ فروردین ۱۴۰۱

انسان خداگونه
تجربیات زیسته

انسان خداگونه

۰۵ اسفند ۱۴۰۰

سکوت
تجربیات زیسته

سکوت

۰۱ بهمن ۱۴۰۰